عزيزم! 
مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي!

اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم! 

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد! 

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟! اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي! 


و بالاخره... اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است.




تاريخ : یکشنبه 30 شهریور1393 | | نویسنده : مهدی |
داستان حقیقیه ب خوندش می ارزه!

دختر :هه هه هه

پسر: چرا میخندی

دختر: به تو میخندم

پسر: یادته اون روز توخونمون افتاده بودی به پام

التماس میکردی تا کاریت نکنم؟ بعد الان به من میخندی؟

دختر: هه هه هه من با حرفام خرت کردم،

پسر: من خام حرفات نشدم وقتی خواستم بهت دست بزنم

یاد ناموسم افتادم فکر کردم اگه یه روزی ناموسم جایی گیر کنه چی میشه،

دلم سوخت باهات کاری نکردم

دختر:خفه شو اسکول، همش ادعایی،

مال این صحبتا نیستی، توبی عرضه ای

پسر: آره تو راست میگی من بی عرضه ام، خدافظ

1سال بعد

دختر با بغض؛ سلام عزیزم

پسر: سلام گلم خوبی خوشحالم کردی بعد 1سال یادی از ما کردی

دختر: عزیزم خواهش میکنم منو ببخش من درحق تو خیلی بدی کردم

پسر: تو که کاری نکردی عزیزم چی شده؟

دختر: چند روز پیش گول حرفای یه پسرو خوردم رفتم خونشون،

نامرد با 3 تا از دوستاش به من تجاوز کردن

پسر: جدی میگی؟

دختر: آره، الان تو محل همه مهر فاحشه روم گذاشتن

پسر: عزیزم تو باید منو ببخشی

دختر: چرا مگه چیکار کردی؟

پسر: وقتی پارسال بدون دلیل از من جداشدی و به من گفتی بی عرضه،

من همون لحظه از خدا خواستم یه با عرضه نصیبت کنه....

دختراااااا به اینجور پسرا نگید بی عرضه

بگید مرررررررررررد




تاريخ : چهارشنبه 19 شهریور1393 | | نویسنده : مهدی |




تاريخ : چهارشنبه 19 شهریور1393 | | نویسنده : مهدی |

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮه ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻣﮑﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ،

ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ،

ﺑﺪﻭﻥ ﺧﯿﻠﯽ " ﺗﻮو ﺩﺍﺭﻩ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ،

ﺑﺪﻭﻥ "خیـــــــــــــــــــلی ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ هممممه ﭼﯿﺰ ﺑﯽ ﺗﻮجهه،

ﺑﺪﻭﻥ  "ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﺪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ توو ﺍﺣﻮﺍﻝ پرﺳﯽ،

ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ: ﺷُﮑـــﺮ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ،

ﺑﺪﻭﻥ " ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ، ﻧﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ،

ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻃﻔﯽ ، ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ،

ﺑﺪﻭﻥ "ﺩﺭﺩﻫﺎﺷﻮ ، ﺧــِــــیـﻠﯿﻬﺎ نمی فهمن "...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ

ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﺧــِــــــــیلیا ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...




تاريخ : پنجشنبه 6 شهریور1393 | | نویسنده : مهدی |

ﻗﺎﺿﯽ ﺣﮑﻢ ﺭﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ : ﺍﻋﺪﺍﻡ !!!!

 

ﺣﻀﺎﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ! ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮐﻪ ﺳﺮﺗﺎ ﭘﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺰﻧﻪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﯿﺪ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻥ ! ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾﻪ... ﻣﯿﮑﺮﺩ! ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ ﺑﮑﺸﻪ ﺍﻣﺎ ... ﻫﺮ ﺷﺐ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ... ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﻨﺪ: ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ! ﻭﻗﺘﺸﻪ ! ﺗﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﻫﺎﺷﻮ ﻗﻔﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ! ﺟﺎﺋﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ! ﺍﻓﮑﺎﺭﺵ ﭘﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ! ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ . ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﮑﻮ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ . ﻗﺎﺿﯽ : ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﻐﻀﺶ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺘﺮﮐﯿﺪ. ﮐﻼﻩ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺗﺎ ﺟﺎﺋﯽ ﺭﻭ ﻧﺒﯿﻨﻪ ! ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻧﺶ! ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﺵ ! ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ ! ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﮐﻤﮏ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﺵ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ!!!!! ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ: ﺑﯿﺎﺭﯾﻨﺶ ﭘﺎﺋﯿﻦ ! ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﭘﺎﺋﯿﻦ. ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎﯼ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ! ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺱ!!!!!!!!!!!! ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﺷﺪﻥ ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ! ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ! ﺑﻌﻌﻌﻠﻪ !! ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﮐﻠﯿﭙﺲ ﺟﺂﻥ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ ...

 




تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | | نویسنده : مهدی |
ﺍﻟﻮ ﺳﻼﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﺪﺍﺳﺖ؟


ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﻣﺰﺍﺣﻤﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ ...


ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﻟﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ


ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﯾﮏ ﺻﺪﺍﺳﺖ ...


ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺳﻼﻡ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ


ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﺪ٬ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺟﺪﺍﺳﺖ؟


ﺍﻟﻮ ....


ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻗﻄﻊ ﻭ ﻭﺻﻞ ﺷﺪ!


ﺧﺮﺍﺑﯽ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻪ ﻋﯿﺐ ﺳﯿﻢ ﻫﺎﺳﺖ؟؟؟


ﭼﺮﺍ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ ؟ﮐﻤﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮ٬


ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﭼﻄﻮﺭ؟ﺧﻮﺏ ﻭ ﺻﺎﻑ ﻭ ﻭﺍﺿﺢ ﻭ ﺭﺳﺎﺳﺖ؟


ﺍﮔﺮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﮐﻨﻢ ...


ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﺩ ﻫﺎ ﺷﻔﺎﺳﺖ !


ﺩﻝ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺗﺎ ﺳﺒﮏ ﺷﻮﻡ٬


ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎﺳﺖ ...


ﺍﻟﻮ٬ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ٬ ﺑﺎﺯ ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﺷﺪﻡ٬


ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ٬ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ...


ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺧﺪﺍﺳﺖ.




تاريخ : یکشنبه 18 خرداد1393 | | نویسنده : مهدی |

یادت باشه تا خودت نخوای هیـچ کس نمیتونه زندگیتو خراب کنه !

 

یادت باشه که آرامش رو باید تو وجود خودت پیدا کنی!

 

یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری ...


گوش كن برات خوبه:

 

1.منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش...

 

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن؛همه رهگذرند!

 

2.زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند،

 

مراقب حرفهايمان باشيم!

 

3.به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند بی اعتنا باشید،

 

آنها به همانجا تعلق دارند،یعنی دقیقا"پشت سر شما!

 

  4.گاهی در حذف شدن كسي از زندگيتان حكمتي نهفته است.

 

اينقدر اصرار به برگشتنش نکنید!

 

5.آدما مثل عکس هستن،

 

زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین!

 

 6.زندگی کوتاه نیست،مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم!


دردهایت را دورت نچین که دیوارشوند،


زیرپایت بچین که پله شوند…


هیچوقت نگران فردایت نباش،........




تاريخ : یکشنبه 18 خرداد1393 | | نویسنده : مهدی |

ماه در روی کسی غیر تــــودیدن ممنوع

ناز چشم کسی جز تــــو خریدن ممنوع

تابلویی بر سر دروازه ی قلبم زده ام

که ورود احدی جز تــــو اکیدا ممنوع

 




تاريخ : سه شنبه 13 خرداد1393 | | نویسنده : مهدی |

ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟

گفتم آره..

گفت چند بار؟

گفتم یک بار..

گفت پس میدونی عشق اول هیچوقت از یاد نمیره؟

گفتم آره مطمئنم..

 گفت چه جوری باهاش آشنا شدی؟

گفتم از بچگی باهاش بزرگ شدم؛ تا چشم باز کردم تا الان اونو دیدم..

گفت باهاش در ارتباطی؟؟

گفتم آره همیشه باهم ایم.. بغض کردم که

گفت بهش میرسی؟؟

 اشکم سرازیر شد گفتم آره..

گفت منم عاشقم خیلی میخواستمش زیبا بود ولی نرسیدیم..

 گفت خوشبحاله عشقت چقدر خوشبخته که تو رو داره و اینقدر عاشقشی..

گفتم من خوشبخت ترم که اون عاشقمه!!!

گفت حالا کی هست اسمش چیه؟ خوشگله؟؟

گفتم مطمئنم از عشق تو خوشگل تره..

 اسمش رحمان رحیم حمید و غفاره ...

اسم زیاد داره ولی من صداش میزنم خداااا ...

 این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غم هایتان از بین میرود....

سُبحانَ الله یا فارِجَ الهَمّ وَ یا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی

وَ یَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی

 وَ قِلَـّةَ حیلَتی وَ ارزُقنی حَیثَ لا اَحتَسِب یا رَبَّ العالَمین ...

حضرت محمد(ص) فرمودند:

 هر کسی مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا میکند

خدایااااا عاشقتم




تاريخ : یکشنبه 7 اردیبهشت1393 | | نویسنده : مهدی |
 

لایحه پیشنهادی آنی جهت حمایت از خانواده

انواع ازدواج های پیشنهادی

 

ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است

 

ازدواج مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد

 

ازدواج موجه: مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

 

ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد

 

ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید

 

ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد

 

ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

 

ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد

 

ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد

 

ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

 

 

ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش دارد.

 




تاريخ : پنجشنبه 28 فروردین1393 | | نویسنده : مهدی |

دنیا اینه:

مرد بودن درد دارد

نامرد بودن کیف

 

خوبی تاوان دارد

بدی احترام

 

پاک باشی تنهایی

خیانت کنی با کلاسی




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | | نویسنده : مهدی |

ﺍﺯ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﻧﺪﺍﺭ

ﻫﺮ ﺻﺒﺢ

ﻫﺮﺷﺐ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﻼﻡ ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

ﺍﺯ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻣﺪﺍﺭ

ﺩﺭﺳﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ

ﺩﺭﺳﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺸﻤﮕﯿﻨﯽ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﻮﺱ

ﻫﻤﯿﺸﻪ

ﺩﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﻭﻏﻢ

ﺩﺭ ﻗﻬﺮ ﻭ ﺁﺷﺘﯽ

ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺩ

ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ

ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ

ﺍﺯ ﺗﺮﺱ

ﺷﮏ

ﺣﺴﺎﺩﺕ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﻮﺱ




تاريخ : شنبه 24 اسفند1392 | | نویسنده : مهدی |

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ ..

ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺑﺪﺍﺭﯼ ...

ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭼﺎﯼ ﺑﺮﯾﺰﯼ ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ، ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﯽ،

ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺳﻼﻡ، ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟ !

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ..

ﺷﺐ ﺑﺮﻭﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ...

ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ...

ﺁﺩﻡ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

 




تاريخ : شنبه 24 اسفند1392 | | نویسنده : مهدی |

گاهي دل مي بندي به يك سيگار

ميشود يارت

كنارت ميماند درغمها،شاديها

درست مثل تو

كه شريك غمهايم

يار شاديهايم شده اي

و من دل مي بندم

به يك پك از سيگارت

هي رفيق يك پك هم بجاي من بزن





تاريخ : دوشنبه 5 اسفند1392 | | نویسنده : مهدی |

غـيـرتـى شـدن بـه هـارت و پـورت كـردن

 

و گـيـر دادن و جـاسـوسـى كـردن نـيـسـت

 

غـيـرت يـعـنـى زن مـورد عـلـاقه ات

 

 

هـيـچ وقـت احـسـاس تـنـهـايـى و بـى پـنـاهـى نـكـنـه . . .

 




تاريخ : پنجشنبه 17 بهمن1392 | | نویسنده : مهدی |

 برای تو مینویسم...فقط به عشق تو...

شاید بدانی طپش قلبم در سینه فقط به عشق توست

برای تویی که قلبت پاک است برای تو مینویسم

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست

برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی

برای تویی که قلبت پاک است

برای تویی که در عشق قلبت چه بی باک است

برای تویی که عشقت معنای بودنم است

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است

دوستت دارم....

تا....

نه....!

دیگر برای دوست داشتن تایی وجود ندارد

بی حد و مرز دوستتـــــــــــ دارمــــــــــــ




تاريخ : پنجشنبه 17 بهمن1392 | | نویسنده : مهدی |

ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !

ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...

fantastic-gifs-290.gif

ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ

ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ

ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ

ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭده اﺴﺖ !!

 

ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ. 

 




تاريخ : پنجشنبه 3 بهمن1392 | | نویسنده : مهدی |

دﻟﺘﻨﮕﻢ . . . 

ﻧﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﻮ  ...

ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻮﺍم و ﺩﺍﺷﺘﯽ ...

ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻮﺩﯼ ...

ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﻫﺮ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺷﻨﯿﺪﻥِ ﺻِﺪﺍﺕ ...

ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﻮﻧﺪﻧﺖ ،

ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻝِ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ...

ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍِﺳﻤَﻤﻮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﯽ ...

ﺩﯾﺪﯼ؟؟؟

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...




تاريخ : شنبه 14 دی1392 | | نویسنده : مهدی |

دست های کوچکش

 

به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد

 

التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟

 

و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

 

و برای فرج آقا " دعا " می کند

 




تاريخ : یکشنبه 10 آذر1392 | | نویسنده : مهدی |

در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
ساااااااااااااا ­ااااااااده




تاريخ : یکشنبه 10 آذر1392 | | نویسنده : مهدی |

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم ،

نسل خوابیدن با اس ام اس ،

نسل درد و دل با غریبه های مجازی ،

نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه ،

 

نسل لایک و پوک از روی قرض ،

نسل کادو های یواشکی ،

نسل خونه خالی و دعوت شام ،

نسل پول ماهانه ی وی پی ان ،

نسل صف و دعوا ،

نسل تف ، وسط پیاده رو ،

نسل هل ، توی مترو ،

نسل مانتو های تنگ ،

نسل " شینیون " زیر روسری ،

نسل شرت " play boy " هنگام سجده ،

نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ،

نسل شارژهای اینترنی ،

نسل " copy , paste " ،

نسل عکسای لختی در ساحل دوبی ،

نسل جمله های کوروش و دکتر ،

نسل فتوشاپ ،

نسل دفاع از فاحشه ها ،

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ،

 

نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو !!

 

 




تاريخ : سه شنبه 7 آبان1392 | | نویسنده : مهدی |

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !

 

غذایت را سرد می خوری !

 

ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام !

 

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !

 

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !

 

شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !

 

تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ،

 

روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .

 

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم

 

تنهایی را دوست دارم زیرا که خداوند هم تنهاست

 

تنهایی را دوست دارم زیرا انتظار کشیدنم را پنهان خواهد کرد . . .

 

دلم یخ میزندگاهی ، در این سرمای تنهایی

 

شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی

 

قلم آهسته می راند بر این خط بلند ، اما

 

گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی . . .

 

دوره ، دوره ی تنهایی دستها نیست

 

دوره ، دوره ی تنهایی دلهاست . . .

 

میشه تنهایی بازی کرد

 

میشه تنهایی خندید

 

میشه تنهایی سفر کرد

 

ولی خدایی خیلی سخته تنهایی

 

 

تنهایی را تحمل کرد

 

 




تاريخ : سه شنبه 30 مهر1392 | | نویسنده : مهدی |

گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :برو !همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه
پس برو
قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...پس منم میرم ...

 




تاريخ : یکشنبه 14 مهر1392 | | نویسنده : مهدی |

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم 

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم


خداحافظ واین یعنی در اندوه تو میمرم


در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم


وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

وبرف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟
 

چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟


خداحافظ ،تو ای همپای شب های غزل خوانی
 

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ، بدون تو گمان کردی که میمانم


خداحافظ، بدون من یقین دارم که میمانی




تاريخ : چهارشنبه 3 مهر1392 | | نویسنده : مهدی |
بعضـــی از آدمـــا  . . .

شایـــــد  ...

خودشون فــوق العـــاده نـباشـــن . . .

ولــی . . .

بودنشــــون توی زندگیـــــــت . . .

فــــوق العادســـــت . . . !!

عکس متحرک




تاريخ : چهارشنبه 13 شهریور1392 | | نویسنده : مهدی |

هرزگی مختص به تن فروشی نیست

ربطی به جنسیت هم نداره

همین که از اعتماد کسی سوء استفاده کنی هرزه ای

همین که به دروغ بگی دوستت دارم هرزه ای

همین که خیانت کنی هرزه ای

همین که رفاقتت به خاطر پول بفروشی هرزه ای

اگه میخوای تن فروشی بکنی

صاحب اختیار  بدنتی

اما هرزه گی نکن

چون از احساس و آبروی و غرور دیگران باید مایه بذاری!




تاريخ : دوشنبه 4 شهریور1392 | | نویسنده : مهدی |

یک روز، که تاریخش اصلا مهم نیست
در یک چهارراه، که آدرسش اهمیتی ندارد
یک دختر، که اسمش را کاری نداریم
به چراغ قرمز عابر پیاده رسید و ایستاد
و منتظر ماند...
و نرفت
مردانی، که به سطح تحصیلاتشان کاری نداریم
از کنار دختر، که لباسش در قصه ما نقشی ندارد
به خیابانی، که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم
وارد می شدند
و چراغ قرمز بود
و ترافیک بود
و کسی نمی ایستاد
یک انگشت توهین آمیز
چند آرنج خشن
چند صد کلمه ی تحقیر کننده
با پیکر دختر برخورد کرد
از میهنی، که اسمش را نمی بریم
از مردمی، که نامهایشان را فراموش می کنیم
از دینی، که نقشش را در این حادثه انکار می کنیم
دخترک بیزار بود.....




تاريخ : دوشنبه 21 مرداد1392 | | نویسنده : مهدی |

چند وقتیست همه دلگیرند از من.....

دلیل می خواهند....

مدرک می خواهند برای غمگین بودنم....

برای ناامید بودنم....برای تلخ شدنم.......

نگران نباشید....من نه غمگین شده ام...

نه ناامید....نه تلخ.......

فقط مدتیست به دنبالشان می گردم.....

مدتیست گم شده اند....

صبرم....تحملم......امیدهایم.....انگیزه ام......

نمیدانم کدام صفحه ی قصه ی سرگذشتم جا گذاشتمشان





تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | | نویسنده : مهدی |

باز آمدی كه قلب مرا زیر و رو كنی ؟

با حرف عشق زخم دلم را رفو كنی ؟

تا مطمئن شوی كه ازعشقت شكسته ام

هی حال و روز قلب مرا پرس و جو كنی

این رسمش است ، بی خبر از من جدا شوی

اما گلایه از من ِ بی آرزو كنی ؟

از سر گذشته آب ،چرا فكر می كنی

این آب ِ رفته ای است كه باید به جو كنی

از شاخه های عشق ، چو گل چیده ای مرا

عطری دگر نمانده برایم كه بو كنی

گفتم كه بی تو هم دلم آرام و سرخوش است

كم مانده بود دست دلم را تو رو كنی

در كوله بار خاطره هایت به دوش من

 

جز گریه هیچ نیست ، اگر جستجو كنی

 




تاريخ : دوشنبه 31 تیر1392 | | نویسنده : مهدی |

خصوصیات دخترای ایرونی:


1-  سینه جلو , باسن عقب , دماغ سر بالا

2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن.

3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF(دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت.

4- BFشون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن.

5- همشون از دم خالی بندن.

6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.

7-خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه.

8-  همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن.

9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم میخوره.

10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن.

11-همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم ببینه.

12-  همشون از دم مریم مقدسن.




تاريخ : شنبه 22 تیر1392 | | نویسنده : مهدی |